راهنمای حل جدول – حرف م

برای پیدا کردن کلمه مورد نظر خود میتوانید دکمه ctrl+f روی کیبورد خود را بزنید و کلمه را بیابید
مابعدالطبیعه  = متا فیزیک
ماتادور  = گاوباز
ماتم  = سوگ
مادام  = ابدالدهر
مادر آذری  = آنا
مادر ابراهیم  = ماریه قبطیه
مادر اسفندیار  = کتایون
مادر پیامبر ص  = آمنه
مادر جنوبی  = یوما
مادر حضرت عباس  = ام البنین
مادر زن و مادر شوهر  = خش
مادر شاه اسماعیل صفوی  = مارتا
مادر عاریتی  = دایه
مادر عمار یاسر  = سمیه
مادر لر  = دا
مادر ناصرالدین شاه  = مهد علیا
مادر وطن  = مام
مادر یوسف ع  = راحیل
ماده اصلی در اکثر پودرهای خاموش کننده  = جوش شیرین
ماده ای در بسته بندی  = یونولیت
ماده بیهوشی  = اتر
ماده غشایی سلول گیاهان = سلولز
ماده نشاسته  = آهار
مار  = هاب
مارال  = آهو
مار بزرگ  = بوا
مارپیچ بزرگ  = مای
مارپیچ و ماز  = لابیرنت
مار زهردار  = دساس
مار سیاه و سفید  = ارقم
مارمولک  = باشو
مازندران قدیم  = طبرستان
ماست چکیده  = لیر ، لور
ماسک  = روبند ، نقاب ، صورتک
ماش  = بنو سیاه
ماشین ارتشی  = ریو
ماشین بافندگی  = در سال ۱۷۸۹ توسط کارترایت انگلیسی
ماشین بخار  = در سال ۱۶۹۸ توسط ساوری انگلیسی
ماشین بخار با پیستون  = در سال ۱۷۱۲ توسط نیوکومن انگلیسی
ماشین بخار با پیستون تکمیل  = درسال ۱۷۶۹ توسط جیمزوات اسکاتلندی
ماشین بطری سازی  = در سال ۱۹۰۳ توسط اونیس آمریکایی
ماشین پنبه پاک کنی  = در سال ۱۸۹۳ توسط ویتی آمریکایی
ماشین تحریر ابتدائی  = در سال ۱۷۱۴ توسط میلز انگلیسی
ماشین تحریر کامل  = در سال ۱۸۶۸ توسط شولز آمریکائی
ماشین تخلیه گاز  = در سال ۱۸۲۳ توسط براون انگلیسی
ماشین تهیه کره از شیر  = در سال ۱۸۸۰ توسط دولاوال سوئدی
ماشین تهیه یخ  = در سال ۱۹۵۱ توسط گویل آمریکایی
ماشین چاپ  = در سال ۱۴۵۰ توسط گوتنبرگ آلمانی
ماشین چاپ بخاری دوار  = در سال ۱۸۱۰ توسط گوتینگ آلمانی
ماشین چمن زنی  = در سال ۱۹۶۸ توسط هیلز آمریکائی
ماشین حروفچینی  = در سال ۱۸۶۶ توسط موگن تالر آلمانی
ماشین حساب  = در سال ۱۶۴۲ توسط پاسکال فرانسوی
ماشین حساب نواری  = در سال ۱۸۸۸ توسط بورو آمریکایی
ماشین درو  = در سال ۱۸۲۶ توسط پاتریک بل انگلیسی
ماشین درو و جمع آوری خرمن  = در سال ۱۸۸۸ توسط ماتسن امریکایی
ماشین درو و خرمن کوبی  = در سال ۱۸۶۸ توسط ولاسنگو روسی
ماشین سنجش دخل و خرج  = در سال ۱۸۷۹ توسط ریتی آمریکایی
ماشین شخم زنی  = در سال ۱۸۷۹ توسط نیو بلد انگلیسی
ماشین کاغذ سازی  = در حدود ۱۶۹۰ توسط لوئی روبرت فرانسوی
ماشین کشاورزی  = تراکتور
ماشین کفشدوزی  = در سال ۱۸۶۰ توسط مک کی آمریکایی
ماشین لینو تایپ  = در سال ۱۸۸۵ توسط مرگنتالر آمریکایی
ماشین نخ ریسی  = در سال ۱۷۶۴ توسط هارگریوز انگلیسی
ماشین نساجی  = در سال ۱۷۸۵ توسط کلدترایت انگلیسی
ماشین یخ سازی  = در سال ۱۸۵۱ توسط گوری امریکایی
ماکت  = نمونک
ماکو بافندگی  = در سال ۱۴۹۰ توسط لئوناردو داوینچی ایتالیایی
ماگنت الکتریکی  = در سال ۱۸۲۸ توسط استرگون انگلیسی
ماگنت الکتریکی تکمیل  = در سال ۱۸۲۸ توسط هنری آمریکایی
مافیای ژاپنی  = یاکوزا
مالباخته  = ورشکست
مالدوست  = دنیا دار
مالک شدن  = شرا
مالک و صاحب  = ذا ، ذو
ماله بنایی  = انداوه
مالیات  = باج ، خراج
مالیات اسلامی  = جزیه
مامور  = گماشته
ماندگارترین چهره تاریخ سینما در فیلم شاهین مالت  = همفری بوگارت
مانکن لباس  = آدمک
ماوراءالنهر  = ورازرود
ماه پرتابی  = تیر
ماه پنجم سال سریانی  = آب
ماه خارج  = اوت
ماهر و کارکرده  = ورزیده
ماه سرد  = دی
ماه سریانی  = ایلول
ماه کامل  = بدر
ماهواره روسی  = سایوز
ماهوت پاک کن  = شت
ماه و قمر  = ماج
ماه هفتم ترکی  = یونت
ماهی  = سمک
ماهیانه  = راتبه ، راستاد
ماهی فروش  = سماک
ماهی کنسرو  = ساردین
ماهی مرکب  = سیسبا
مایع حیات  = آب
مایملک  = هست و نیست
مایه خنده  = ضحکه
مایه شیر  = ایرن
مایه نشاسته  = پت
مباح  = جایز
مباح کننده  = روادار
مبارز ضد استعمار آمریکای لاتین  = سیمون بولیوار
مبارزه  = رزم ، نبرد ، جنگ
مبارز هندی که به خاطر اعتصاب در زندان درگذشت  = بابی ساندز
مبتکر اسپرانتو  = زامنهوف
مبتکر جنگ ستارگان  = ریگان
مبتکر فیلم های کارتونی و خالق میکی موس  = والت دیسنی
مبحث علل امراض  = پاتولوژی
مبلغ مذهبی  = میسیونر
مت  = شیره خرما
متابولیسم  = سوخت و ساز
متاع و دارایی  = عقار
متخصص شکسته بندی  = ارتوپدیست
مترجم  = دیلماج
مترجم کلیله و دمنه به عربی  = ابن مقفع
مترجم مرزبان نامه  = وراوینی
متمایل  = یازان
متناسب و شایسته  = فراخور
متنفر  = بیزار
متولد شده  = ولید
مته  = برما
مته برقی  = در سال ۱۷۷۴ توسط ویلکینسن انگلیسی
مته نجاری  = بهرمه
مثل آدم گرفتار  = گاوش زاییده
مثل آنکه از چیزی ناراحت نمی شود  = ککش نمی گزد
مثل افاده فروختن  = قمپز در کردن
مثل افراد ساده لوح  = هالوگیر آوردن
مثل پیش بینی شر کردن  = نفوس بد زدن
مثل حرف نسنجیده زدن  = نبریده دوختن
مثل حرفی که ورد زبان ها باشد  = نقل مجلس
مثل درآمد کارمندی  = آب باریکه
مثل دزد بی عرضه  = آفتابه دزد
مثل سخت مجازات کردن  = نقره داغ کردن
مثل فرد خسیس  = ناخن خشک
مثل فرد دست تنها  = یک لنگه پا
مثل کسی که مرگش نزدیک است  = پایش لب گور است
مثل منتظر چیزی بودن  = گوش به زنگ
مثل ناامید شدن  = آب از سر گذشتن
مثل ناله و شکایت کردن  = نک و نال کردن
مثل و مانند  = دسی ، ستی ، ند
مثل یکدیگر  = همانند
مثنوی از اوحدی مراغه ای  = جام جم
مثنوی از بیدل دهلوی  = محیط اعظم
مثنوی از شیخ بهایی  = شیر و شکر
مجازات  = عقوبت
مجرای آب  = نشج
مجرای فاضلاب  = خا
مجردی  = ایم
مجسمه ساز فرانسوی قرن هجدهم  = هودون
مجلس اعیان  = سنا
مجلس روسیه  = دوما
مجمع الجزایری در جنوب شرقی آفریقا  = کومور
مجموع داستان منصور منصوری  = این است زندگی
مجموع شعر شفیعی کدکنی  = از بودن و سرودن
مجموعه آثار یک نویسنده  = کاروند
مجموعه ای تاریخی یا هنری  = کلکسیون
مجموعه چند پلان  = سکانس
مجموعه شعر سهراب سپهری  = مرگ رنگ
محاسبه نجومی  = زیج
محافظ گل  = خار
محبت رشتی  = گب
محبوب ناصرالدین شاه  = ملیجک
محبوس سنت هلن  = ناپلئون
محتاج شدن  = اقوا
محرک انسان به بدی  = وسوسه
محصول آتش  = دود
محصول صابون  = کف
محصولی از کمپانی نیسان  = ماکسیما
محفظه ریشه  = کلاهک
محک طلا  = اسید ازتیک
محکم  = سدید ، رست
محکم کردن  = شد ، تایید
محکم و استوار  = متقن
محل اسحه سازی  = زراد خانه
محل پخت نان  = تنور
محل فرود آمدن  = مهبط
محل کار  = افیس ، اداره
محل ندای موسی  = وادی ایمن
محل وسیع  = فراخنا
محله  = کد
محله ای در تهران  = داودیه
محله ای نزدیک تجریش  = دزاشیب
محله خانه حضرت خدیجه  = القشاشیه
محلی در جاده همدان  = راکان
محلی در مکه  = منا
محلی کوچک در آلمان که روزگاری اقامتگاه هیتلر بود  = پروسگادن
محوطه ای تاریخی در نیشابور  = شادیاخ
محیط زیست  = بوم
مخالف  = ضد
مخالف سیاسی  = اپوزیسیون
مخترع آلمانی اوره مصنوعی  = فردریک وهلر
مخترع آمریکایی سازنده وسایل الکتریکی و آکومولاتور = ادیسون
مخترع برق گیر  = فرانک لین
مخترع بمب  = تیت
مخترع پیانو  = کریستوفری
مخترع تانک  = سونیتن
مخترع تلسکوپ  = گالیله
مخترع تلسکوپ لیزری  = ایزاک نیوتن
مخترع تلسکوپ نجومی  = کپلر
مخترع تلفن بی سیم  = کارنس
مخترع تلگراف  = مرس
مخترع چراغ گازی  = یونسن
مخترع خط نابینایان  = لوئی بریل
مخترع دیگ بخار  = وات
مخترع رادیو  = مارکنی
مخترع زیروسکوپ  = لاون فوکو
مخترع صنعت چاپ  = گوتنبرگ
مخترع عکاسی  = داگر
مخترع کنسرو  = اپر
مخترع کوره ذوب آهن  = زیمنس
مخترع لنگر ساعت  = هوی گنس
مخترع لگاریتم  = نپر
مخترع ماشین بخار  = جیمز وات
مخترع ماشین نخ ریسی  = ارکرایت
مخترع موتور دیزل  = رودلف دیزل
مخترع نساجی  = کلد ترایت
مخترع هواپیما  = برادارن رایت
مخترع یونان باستان  = هرون
مخزن  = دپو
مخزن اسرار حق  = دل
مخفف آتش  = تش
مخفف خان  = خن
مخفف سیاه  = سیه
مخفف مکیدن  = مک
مخلوقات  = آنام
مدافع فوتبال  = بک
مداوا  = درمان
مدرسه امیرکبیر  = دارالفنون
مدفن مولوی  = قونیه
مدل خیاطی  = الگو
مدلی از تویوتا  = کرونا
مدیر  = رییس
مذمت به شعر  = هجو
مذهب  = کیش ، دین ، آیین
مذهبی در ژاپن  = شینتو
مراسله  = نامه
مراسم و آیین ها  = سنن
مربا  = مازیانه
مرتاض  = جوکی
مرتجع لاستیکی  = کش
مرتفع ترین آبشار قاره آسیا  = جوسوپا
مرجان  = وسد
مرحله کمال و فنا در آیین بودا  = نیروانا
مرد آزمند  = شهی
مردان دانا  = اکیاس
مرد بسیار بخشنده  = فیاض
مرد بی زن  = ارمل ، عزب ، ایم
مرد ترشروی  = بسل
مرد خندان  = ضاحک
مرد خودپسند  = اشم
مرد سنگ انداز  = رداس
مرد شجاع  = باسل
مرد عاقل  = رسب
مرد عقیم  = سرس
مرد قوی هیکل  = کنگ
مردگان  = اموات
مردمان فرومایه  = اوباش
مرد نجیب  = نبیل
مرد نورانی  = فرهومند
مرز  = اولکا
مرز ایران و روس  = رود ارس
مرزبان  = کیا
مرض کلرا  = وبا
مرطوب  = تر ، نمدار
مرغ آتشین  = فلامینگو
مرغابی  = بط
مرغ پر ریخته  = تولک
مرغ چاق  = ودیک
مرغ حق  = شباویز
مرغدان  = خم
مرغزار  = راغ
مرغ سخنگو  = مینا
مرغ سعادت  = هما
مرغ سنگخوار  = کدری
مرغ غمخوارک  = بوتیمار
مرغ کنجد خوار  = ساج
مرغ ماهی خوار  = حواصیل
مرغ می رود  = جا
مرغی افسانه ای نظیر سیمرغ  = رخ
مرکز آرژانتین  = بوینس آیرس
مرکز آفریقای جنوبی  = پرتوریا
مرکز آفریقای مرکزی  = بانگی
مرکز اتریش  = وین
مرکز اتیوپی  = آدیس ابابا
مرکزاروگوئه  = مونته ویدئو
مرکز اریتره  = اسمره
مرکز اسلواکی  = براتیس لاوا
مرکز اوکراین  = کیف
مرکز ایالت آلاسکای آمریکا  = جونیو
مرکز ایالت اوکلاهمای آمریکا = اوکلا هماسیتی
مرکز ایالت جورجیا آمریکا  = آتلانتا
مرکز ایالت فلوریدای آمریکا = تالاهاسی
مرکز ایالت کالیفرنیا  = ساکرامنتو
مرکز ایالت کانزاس آمریکا  = توپکا
مرکز ایالت ماریلند آمریکا  = آناپلیس
مرکز ایالت نبرسکا  = لینکلن
مرکز ایالت ویرجینای آمریکا = ریچموند
مرکز ایران در زمان تیموریان  = سمرقند
مرکز ایرلند شمالی = بلفاست
مرکز برزیل  = برزیلیا
مرکز بلژیک  = بروکسل
مرکز بنین  = پرتونوو
مرکز بولیوی  = لاپاز
مرکزپرو  = لیما
مرکز پورتوریکو  = سن خوان
مرکز تانزانیا  = دودما
مرکز چک  = پراگ
مرکز روآندا  = کیگالی
مرکز رومانی  = بخارست
مرکزشیلی  = سانتیاگو
مرکز صربستان  = بلگراد
مرکز فیلیپین  = مانیل
مرکز قبرس = نی کوزیا
مرکز قزاقستان = آلما آتا
مرکز کامرون  = یائونده
مرکز کانادا = اتاوا
مرکز کرواسی  = زاگرب
مرکز کشور گاوبازان  = مادرید
مرکز کشور مالت  = والتا
مرکز لتونی  = ریگا
مرکز لسوتو  = ماسرو
مرکز مالت  = والتا
مرکز مالی  = باماکو
مرکز مولداوی  = شی زینو
مرکز میانمار  = رانگون
مرکز نائورو  = یارن
مرکز نپال  = کاتماندو
مرکز نروژ = اسلو
مرگ موش  = ارسنیک ، سم الفار
مرگ ناگهانی  = اجل معلق
مرمر سیاه  = بازالت
مروارید  = در
مروارید یکتا  = دردانه
مزاح  = شوخی ، هزل
مزد  = پاداش ، سزا ، جزا ، اجر
مزه خرمالو  = گس
مژده دهنده  = بشیر
مژده و خبر خوش  = ایتوک ، نوید ، بشارت
مژه چشم  = هدب
مسابقات اسکی مارپیچ  = اسلالوم
مسابقه اتومبیل رانی  = فرمول ، رالی
مسابقه اسب سواری  = درساژ
مسافرخانه توراهی  = متل
مسافرخانه مدرن  = هتل
مسافر سرزمین عجایب  = آلیس
مساوی شدن  = تکافو
مساوی شطرنج  = پات
مساوی فرانسوی  = پر
مستشار آمریکایی که به ایران آمد  = شوستر
مستشرق  = خاور شناس
مستعمره  = کلنی ، مهاجر نشین
مستقبل  = اتی
مستی  = سکر
مسجد  = مزگت
مسجد باستانی مصر  = الازهر
مسجدی در ترکیه  = خلیل الرحمان
مسجدی در گذر قدیمی خونگاه  = حاج رجبعلی
مسح  = پاک کردن ، پلاس
مسدس  = شش ضلعی ، شش گوشه
مسر  = یخ
مسرور  = فرشاد
مسکوک نقره در انگلیس  = استرلینگ
مسلخ  = کشتارگاه
مسلسل  = در سال ۱۸۶۲ توسط کاتلینگ آمریکائی
مسلسل تکمیلی  = در سال ۱۸۸۱ توسط هاچ لیس آمریکائی
مسلسل ماکزیم  = درسال ۱۸۸۴ توسط ماکزیم امریکایی
مسمار  = میخ
مسن  = پیر ، سالخورده
مسود  = نویسنده ، سیاه کننده
مسیحی  = نصرانی ، ترسا
مشاء  = بسیار راه رونده
مشت زننده  = واکز
مشتی که به دهان کسی زنند  = اور
مشجر  = درخت دار
مشرق  = خاور
مشعر  = درخت سایه دار
مشق  = تمرین
مشک  = خی
مشک پوستی  = خی
مشک خالص  = ادمن
مشمش  = زردآلو
مشنگ  = دزد ، راهزن
مشورت کننده  = مشیر
مشهورترین بنای تاریخی هند  = تاج محل
مشهورترین بنای ساسانی  = طاق کسری
مشهورترین پادشاه گورکانیان  = اورنگ زیب
مصب  = جای ریزش آب
مصغر پای  = پایک
مصغر گرد  = گردک
مصیبت  = داهیه
مضجع  = آرامگاه ، خوابگاه
مضطر  = بیچاره ، ناچار ، گرفتار ، تنگدست
مطبع  = چاپخانه
مطر  = باران
مطرب  = مغنی
مطلوب  = اهور
مطیع  = منقا
مظنه  = نرخ کالا
مظهر خیانت  = یهودا
مظهر سر در گمی  = کلاف
مظهر لاغری  = نی
مع  = حرف همراهی عرب ، با ، همراه
معاد  = جای بازگشت ، عالم آخرت ، ماب
معادل  = هموزن ، برابر ، هم ارز ، همتا
معادل فارسی ایمیل  = رایانامه
معادل فارسی سوپراستار  = ابرستاره
معالجه  = مداوا
معالجه با آفتاب  = هلیو پراپی
معالجه بیماری با برق  = الکتروتراپی
معاون  = آسیستان ، دستیار ، یاری کننده ، کمک کننده
معاون هیتلر  = هس
معاینه حفره ها و مجرای درونی بدن  = آندسکوپی
معبدی باستانی در مکزیک  = هرم خورشید
معبر  = گدار ، محل عبور
معبر رودخانه  = پل
معتاد  = آموختار
معتصم  = چنگ زننده
معتکف  = گوشه نشین
معتل  = بیمار ، علیل
معجر  = روسری ، چاقد ، باشامه
معدن  = کان ، رگه
معده  = یمینه
معراج  = پلکان ، رازینه ، نردبان ، معرج
معرفی نامه سفیر  = استوارنامه
معروف  = نامی ، مشهور ، بنام
معروف به شیخ صدوق  = ابن بابویه
معروفترین پارک انگلیسی  = هاید پارک
معروفترین موشک ضد تانک دنیا  = تاو
معروفترین نام کوه حرا  = جبل النور
معز  = بز
معشوق زیبا  = دل آرام
معلق  = اون ، آویزان
معلم ثانی  = فارابی
معمار ایتالیایی سده سیزدهم  = ارنوک امبیو
معمار کلیسای سن پیترو  = برنینی
مغ  = مرد روحانی زرتشتی ، گود ، ژرف ، عمیق
مغار  = شکاف وسیع درکوه ، کهف
مغاک  = گود ، گودال ، لاوک ، لان ، تغار
مغرب  = باختر
مغرب الاقصی  = مراکش
مغز الکتریکی  = در سال ۱۹۴۲ توسط موچلی واکرت ایتالیایی
مغز حرام  = سلم
مغز قلم  = فشفشه
مغنی  = مطرب ، آوازخوان ، سرود گوینده
مغیلان  = درختی خاردار
مفت  = رایگان ، مجانی
مفتاح  = کلید
مفتش  = بررس ، بازرس ، تفتیش کننده
مفر  = راه فرار ، گریزگاه
مفرغ  = آلیاژی از مس و روی
مفلس  = تهیدست ، بی چیز ، نادار
مفلوج  = لس
مقابل زوج  = فرد
مقابل نشر  = لف
مقال  = گفتار ، سخن
مقام والای کلیسا  = کاردینال
مقام و جاه  = شان
مقبره زرتشتیان  = ستودان
مقبره کوروش  = پاسارگاد
مقدار ، اندازه  = وی
مقداری  = شمتی
مقدس  = اشو
مقراض  = قیچی
مقر یوفا  = ژنو
مقنعه  = روسری ، چارقد
مقنن  = قانونگذار ، قانون شناس
مقیاس طول  = پا
مقیم شدن  = اتون
مقیم شونده  = عاکف
مکار  = حیله گر ، ریمن
مکاس  = چانه زدن ، تشویش کردن در بیع
مکان  = جا ، محل
مکان احرام حجاج ایرانی  = مسجد شجره
مکان بی آب  = یولاخ
مکان پر از ساز شاکی  = نیستان
مکان دور افتاده  = پرت
مکان دیدنی در اصفهان  = عالی قاپو
مکانی در مسجد النبی  = روضه نبوی
مکانی در مکه  = مشعرالحرام
مکانیک  = ماشینی ، غیر ارادی ، خودکار
مکبر  = تکبیر گوینده ، اذان گوینده در نماز
مکتب آزادی خواهی  = لیبرالیسم
مکتب اشتراکی  = سوسیالیسم
مکتب اعتفاد به روح  = انیمیسم
مکتب حقیقت  = رئالیسم
مکتب روانشناختی  = رفتارگرایی
مکتب رویا  = سورئالیسم
مکتب واقع گرایی  = رئالیسم
مکث  = درنگ کردن
مکر  = فریب ، حیله ، خدعه ، نیرنگ
مکر و حیله  = کید
مکسور  = شکسته شده
مکمل مرد  = زن
مکیال  = کیل ، پیمانه
مگس  = منج
مل  = گل بتونه ، می ، شراب ، امرود
ملا  = باسواد ، درس خوانده ، آخوند
ملاج  = جاندانه
ملاح  = ملوان ، کشتیبان
ملاس  = شیره چغندر قند
ملانین  = رنگدانه
ملجاء  = پناهگاه
ملحد و کافر  = زندیق
ملحفه  = لحاف
ملخ  = میک ، جراد
ملخ دریایی  = اربیان ، روبیان ، قمرون
ملس  = مز ، ترش و شیرین ، میخوش
ملکه تاریخی فرانسه  = ماری انتوانت
ملکه روسیه در سده هجدهم  = کاترین
ملکه زنبورها  = شاهنگ
ملکه مصر در زمان سزار  = کلیوپاترا
ملوان  = آب نورد
ملوس  = زیبا ، خوشگل
ملیح  = بالنگ ، نمکین
ممارست  = تمرین
ممتنع  = غیر محال ، برخوردار
ممد  = مدد کننده ، یاری کننده
ممر  = جای گذشتن ، محل عبور ، گذرگاه
مملو  = آکنده ، پر ، لبریز ، مالامال
من  = ضمیر متکبر ، مقیاس وزن معادل سه کیلو گرم که من تبریز نیز گویند
منات  = نام بتی بود
منافذ بدن  = مسام
منجم دانمارکی  = تیکو براهه
منجم و پیشگوی فرانسوی  = نستر آداموس
منحصر بفرد  = سل
مندرس  = کهنه ، فرسوده
منزلت  = مقام
منسوب به رنگین کمان  = کمان رستم
منشی بهرام شاه غزنوی  = ابوالمعالی نصرالله منشی
منطقه تفریحی کرج  = اسارا
منظومه ای از وحشی بافقی  = خلدبرین
منفک  = جدا ، سوا
منقاد  = فرمانبردار ، مطیع
منقار  = نوک
منقار کوچک  = نک
منقاش  = آلت نقاشی ، قیچی
مواخذه  = یارغو
مواد عایق صدا در ساختمان  = آکوستیک
موازی  = پارالل
موبد زرتشتی  = مغ
موتور با استارت برقی  = در سال ۱۸۸۰ توسط بنز آلمانی
موتور با کوران متناوب  = در سال ۱۸۹۲ توسط تسلا آمریکایی
موتور با گاز ذغال  = در سال ۱۸۷۷ توسط اوتو آلمانی
موتور بخاری  = در سال ۱۶۹۸ توسط ساوری انگلیسی
موتور برقی القائی  = در سال ۱۸۸۹ توسط تسلا آمریکایی
موتور برقی دوار  = در سال ۱۹۰۷ توسط استا سنگ چکسلواکی
موتور دیزل  = در سال ۱۸۹۵ توسط دیزل آلمانی
موتورسیکلت  = در سال ۱۸۸۵توسط دایملر آلمانی
موتورکمپرسی  = در سال ۱۸۸۳توسط دایملر آلمانی
موتور گازوئیلی  = در سال ۱۸۹۶توسط دایملر آلمانی
موج بلند آب  = خیزاب
موج دریا  = آبکوهه
موجود  = کاین
موجود افسانه ای  = ماجوج
موجود نامرئی  = جن
موچین  = منقاش
موخره کتاب  = انجامه
مورچه  = نمل
مورچه ریز  = ذر
مورخ فرانسوی  = رنان
مورخ مسلمان اسپانیایی  = ابن خلدون
مورخ یونانی ملقب به پدر تاریخ  = هرودوت
موریانه  = ریونجو
موسس سلسله آق قویونلو  = قرا عثمان
موسس سلسله آل زیار  = مردآویج
موسس سلسله اشکانیان  = ارشک
موسس سلسله خوارزمشاهیان  = قطب الدین محمد
موسس سلسله ساسانایان  = اردشیر بابکان
موسس سلسله غزنویان  = سبکتکین
موسیر  = سیر کوهی
موسیقیدان آلمانی  = واگنر
موسیقی دان اتریشی  = شوبرت
موسیقی دان انگلیسی سده هجده  = جان فیلد
موسیقی کودکان  = ارف
موسیو  = آقا ، سرپرست
موش  = گرزه
موش خرما  = راسو ، نمس
موشک  = در سال ۱۹۲۹ توسط رابرت گدارد آمریکائی
موضوع انشا  = تم
موضوع علمی که ثابت نشده باشد  = تئوری
مو طلایی  = بور
موطن  = سیار
موفق و آرنج  = وارن
موقتی و عاریه  = سپنج
مول  = درنگ ، تاخیر ، توقف
مولا  = سرور
مولد برق  = در سال ۱۸۲۵ توسط فارادی انگلیسی
مولف اخلاق جلالی  = دوانی
مولف اسپانیایی  = ابن میمون
مولف امید بشر  = مالرو
مولف دکتر ژایوگو  = پاسترناک
مولف موش و گربه  = عبید زاکانی
مومیایی  = حمر ، آبدارو
موی انسان یا حیوان  = مل
موی پشت لب  = بروت
موی پیچیده  = جعد
موی پیشانی  = طره
مویز  = انگور خشکیده
موی سست  = نن
موی مجعد  = فر
مویه  = گریه ، زاری ، نوحه ، ناله
مهاجم تیم فوتبال استقلال تهران = آرش برهانی
مهب  = جای وزش باد
مهتابی  = تراس
مهر سلاطین مغول  = التمغا
مهر و صداق  = کبین
مهریه  = کابین ، صداق
مهمان خانه  = رشن ، ایرمان ، پانسیون
مهمترین ایزد در آیین شینتو  = اماتراسو
مهند  = شمشیر هندی
مهیب و پلید  = انر
می  = مل
میان  = تو
میان تهی  = جف ، اجوف
میانه بدن  = کمر
میانه دریا  = لجه
میترا  = مهر ، خورشید
میخ  = وتد
میخ آهنین  = سک
میخ دو پا  = پین
میدانی که ژاندارک را سوزاندند  = بومارشه
میر  = سید ، آقا
میراث  = ماترک
میرزا  = منشی ، نویسنده
میر شب  = شبگرد ، عسس
میر غضب  = جلاد
میزاب  = ناودان ، آبراهه
میزان الحراره  = گرما سنج ، دما سنج
میزان الهوا  = بارومتر ، هواسنج
میزبان  = مهماندار
میزبان جام جهانی ۲۰۲۲  = قطر
میز قرآن خوانی  = رحل
میشی چشم  = اشهل
میغ  = ابر ، مه غلیظ ، مغ
میکا  = سنگ طلق
میکروب شناسی  = باکتریولوژی
میکروب کزاز  = تنانس
میکروسکوپ  = در سال ۱۵۹۰ توسط یانس هلندی
میکروفون  = صدا بر
میکروفون  = در سال ۱۸۷۷ توسط هوگز انگلیسی
میگو  = اربیان ، روبیان
میل  = شوق
میلاو  = شاگرد دکان
میلگرد بتون  = آرماتور
میمنه  = برکت
میمون  = قرد ، بوزینه ، خجسته ، مبارک
مینا  = آبگینه
مینو  = بهشت ، جنت
مینوت  = پیش نویس ، مسوده
مینیاتوریست معاصر ایرانی  = محمد تجویدی
میوپ  = کسی که به خاطر ضعف جشم دور را نبیند
میوه  = بر ، ثمر ، بار درخت
میوه تابستانی  = شلیل
میوه ترش شده  = ابگز
میوه تلفنی  = الو
میوه تنبل  = کدو
میوه خشکیده  = قاق
میوه نارس  = کال
میوه نورس  = نوبر ، ترونده
میهن  = وطن ، زاد و بوم ، خانمان
میهن پرست کنگویی  = پاتریس لومومبا

برچسب ها :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *